ما را در سایت یک زن مینویسد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 104
دیشب کرمان برف اومد البته نه در حدی که مدارس تعطیل بشن اما خب به اندازه ای که برف ندیده حساب نشیم، بارید...توی مدرسه هم آش درست کردن که من بار اولم بود همچین آشی میخوردم،با گل کلم و عدس درست شده بود. تمام وسایلشو مدیرمون آورده بود، تولدش هم بود.الانم هوا بسیار تا بسیار سرد هست.زنگ آخر هم سر طراحی سوالات آزمون آذرماه بچه ها بین همکاران کمی مشاجره شد، در واقع بین همکاران پسرانه و دخترانه. در آخر سوپروایزرها واسطه شدن که رابطه مون رو جوش بدهند، اما بدتر شد که بهتر نشد. به نظرم جلسه تاثیرگذاری نبود. تنها ثمری که داشت این بود: هرگز همکار آدم دوست آدم نمیشه که نمیشه که نمیشه.یه اتفاق عجیبی هم توی جلسه افتاد. مدرسه ما به اسم خودش کتاب کمک آموزشی چاپ کرده. ظاهرا کتابهای دور اول بالای صفحه هاشون عکس رنگین کمان طراحی شده. امروز یکی از اولیا با مدرسه تماس گرفته بود که این چه طرح مزخرفی هست بالای کتابها زدید! مگه نمیدونید رنگین کمان نماد چیه! موقعی که سوپروایزر داشت این مسئله رو مطرح میکرد همه ذهنمون رفته بود سمت کیان پیرفلک و خدای رنگین کمون و ... که سوپروایزر ادامه داد منم اول همین برداشت رو کردم و به مادر گفتم چاپ و تکثیر کتابهای ما برای ۸ ماهه پیش هست، ربطی به این واقعه نداره. چرا ایراد میگیرین؟ مادر هم گفته یعنی شما نمیدونیم رنگین کمون نماد آدمهای همجنس گراست؟؟!!! دارین از حالا برای بچه های ما عادی سازی میکنید...یعنی وقتی شنیدیم دهنمون وا موند.واقعا موندم چطور بعضی از آدمها میتونن از کاه کوه بسازن و جوری توی مسائل ریز بشن و آتو بگیرن که به ذهن هرکسی خطور نکنه. یک زن مینویسد...ما را در سایت یک زن مینویسد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 93
ما را در سایت یک زن مینویسد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 198